دیروز بلاخره چشممان به اسفالت جاده روستا ی مان پامسار روشن شد. جاده ای که  من نیز برای اسفالت شدنش پی گیر بوده ام .به همین خاطر چند  هفته قبل  یک راست زنگ زدم به رئیس اداره راه ترابری فومن . البته  فهمیدم آن سر پری را که بعد انقلاب داشتیم بایستی کنار بزاریم  ، کارها از روال دیگری  امروز می گذرد! بعد از انقلاب بود که  جهاد سازندگی  (هنوز وزارت نشده بود ) تا می گفتی فلان جا نیاز به شن ریزی دارد تا می گفتی فلان روستا نیاز به پل دارد بلافاصله اقدام می کردند. کوچه  شوسه ای که از کناز منزل مان در روستای پامسار می گذرد عموما ً توسط ما جوان ها  شن ریزی شد .یه روز هم که  بر پشت تریلی  متصل به تراکتور  ، که حامل لوله های سیمانی 80  بود من و مرحوم ابراهیم نوری مقدم و مرحوم میر جمال میر قنبری و...؟ دیگر نشسته بودیم که  در وسط راه  تریلی حامل مان همراه با  لوله های سیمانی توی گودال کنار جاده  منحرف شد و برگشت البته  الحمدالله ما جان سالم بدر بردیم .بهرحال... زمانه عوض شده است و در موقعیت دیگری هستیم .گویا قرار است مدیران و رؤسا  دست اندر کار  فومن برای بازدید  جاده اسفالت شده بیایند  و با دیدن پرده تشکر اهالی! کیفی کنند.مگر نه اینکه  اسفالت ، آب و گاز و دیگر امکانات  حق مردم است .؟بعد به این نتیجه رسیدم که هر قدر از تاریخ وقوع انقلاب بدور می شویم نه از انقلاب بلکه بواقع از اهداف  مان دور می شویم .../یونس محمدی پور - تاریخ نوشتار متن سال 89  عکس پایین :  کوچه کنار منزل مرحوم آدیم

 



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/٢٦ | ۱:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : یونس محمدی پور | نظرات ()



تاريخ : ۱۳٩٤/٤/۱٤ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : یونس محمدی پور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.